شعر را زندگی کن
خلوتی با غروی اصفهانی

شمارهٔ ۱۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سروش غیب دوشم نکته‌ای را گفت در گوشمکه تا صبح قیامت برد تاب از دل ز سر هوشم
۲
مناز ای ساقی مجلس به نوشانوش پی در پیکه من از ساغر ابروی شاهد باده می‌نوشم
۳
زلال چشمۀ حیوان ترا ای خضر ارزانیکه من زان لعل میگون زندۀ سرچشمۀ نوشم
۴
شراب عشق شوری در سرم افکنده‌ای شیرینکه چون فرهاد تلخی‌های دوران شد فراموشم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth