خلوتی با غروی اصفهانی
شمارهٔ ۱۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
که برد به کوی لیلی ز وفا پیام مجنونکه بسی نرفت و از یاد تو رفت نام مجنون
۲
بسلامت ای صبا گر برسی بکوی سلمیبدوصد نیازمندی برسان سلام مجنون
۳
ز حدیث آرزومندی ما بگو که شایدبنوازشی و نازی بدهند کام مجنون
۴
ز درم در آنگارا تو چه مهر عالم آراکه نتابد از فلک چون تو ببام مجنون
صفحهٔ ۱ از ۳