خلوتی با غروی اصفهانی
شمارهٔ ۱۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دمی با تو بودن که جان جهانیبود خوشتر از یک جهان زندگانی
۲
بکن جلوه ای شاهد عالم آراکه چون شمع دارم سر سرفشانی
۳
ز طور تو هیهات اگر پا بگیرمنیندیشم از پاسخ «لن ترانی»
۴
چه پروانه پروا ندارم ز آتشبود نیستی هستی جاودانی
صفحهٔ ۱ از ۳