خلوتی با غروی اصفهانی
شمارهٔ ۱۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لوح دل را اگر از نقش خطا ساده کنیخویش را آینۀ حسن خدا داده کنی
۲
تا نگردد دلت از نائرۀ عشق کبابطمع خام بود گر هوس باده کنی
۳
خانه را پاک کن از غیر که یار است غیورپاک زیبندۀ پاکست که آماده کنی
۴
تا ز خلوت نرود دیو، کجا شایان استهوس آمدن روی پریزاده کنی
صفحهٔ ۱ از ۳