شعر را زندگی کن
خلوتی با غروی اصفهانی

شمارهٔ ۱۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر مشتاق جانانی مکن جانا گران جانیدر این ره سر نمی ارزد به یک ارزن ز ارزانی
۲
حضیض چاه و اوج جاه با هم هم‌عنان هستندنمی‌گردد عزیز مصر جز صدیق زندانی
۳
بجو سرچشمۀ حیوان اگر پای طلب داریکه همت خضر را بخشد نجات از طبع حیوانی
۴
به آداب شریعت بند کن دیو طبیعت رادر اقلیم حقیقت چون چنین کردی سلیمانی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth