خلوتی با غروی اصفهانی
شمارهٔ ۱۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر سوی ملک عدم باز بیابی راهیشاید از سر وجودت بدهند آگاهی
۲
تو گر از چاه طبیعت بدر آئی بیرونیوسف مملکت مصری و صاحب جاهی
۳
در ره مصر حقیقت که هزاران خطر استنیست چون چاه طبیعت به حقیقت چاهی
۴
تا به زندان تن و بند زن و فرزندیتو و آزادگی از ماه بود تا ماهی
صفحهٔ ۱ از ۳