خلوتی با حسین خوارزمی
شمارهٔ ۲۶۱
غزلیات، قصاید و قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا ز حسن خویش عکسی در جهان انداختیعاشقان را آتش اندر خانمان انداختی
۲
ریخته در کام هستی جرعه ای از جام عشقشور و غوغا در زمین و آسمان انداختی
۳
تا شناسد مر ترا در هر لباسی چشم جانخلعت درد طلب بر دوش جان انداختی
۴
هر که از عشق جمالت فرش هستی دربراستنطع اقبالش بملک جاودان انداختی
صفحهٔ ۱ از ۳