خلوتی با حسین خوارزمی
شمارهٔ ۲۶۲
غزلیات، قصاید و قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلا چون در خم چوگان عشق دوست چون گوئیاگر ضربت زند شاید که از خدمت سخن گوئی
۲
اگر کشتن بود کامش ترا باید شدن رامشنخواهی جستن از دامش که او شیر و تو آهوئی
۳
ز جام عشق اگر مستی بشو دست از غم هستیچو در دلدار پیوستی ز غیر او چه میجوئی
۴
ز شوق روی آن دلبر فدا کن مال و جان و سرز عقل و دین و جان بگذر اگر دیوانه اوئی
صفحهٔ ۱ از ۲