خلوتی با عارف قزوینی
شمارهٔ ۱۳ - خوشی به گریه
غزلها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فتادم از نظر آن لحظهای که دور شدمخوشم به گریه که از دست هجر کور شدم
۲
گهی به میکده و گاه در خراباتمهزار شکر که با اهل درد جور شدم
۳
دعاش گفتم و دشنام هم نداد جوابکجاست مرگ که پیش رقیب بور شدم
۴
به نرد عشق تو عمری به ششدر افتادمدر این قمار دگر لات و لوت و عور شدم
صفحهٔ ۱ از ۲