خلوتی با مولانا
بخش ۱۴۴ - حکایت آن زن کی گفت شوهر را کی گوشت را گربه خورد شوهر گربه را به ترازو بر کشید گربه نیم من برآمد گفت ای زن گوشت نیم من بود و افزون اگر این گوشتست گربه کو و اگر این گربه است گوشت کو
دفتر پنجم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بود مردی کدخدا او را زنیسخت طناز و پلید و رهزنی
۲
هرچه آوردی تلف کردیش زنمرد مضطر بود اندر تن زدن
۳
بهر مهمان گوشت آورد آن معیلسوی خانه با دو صد جهد طویل
۴
زن بخوردش با کباب و با شرابمرد آمد گفت دفع ناصواب
صفحهٔ ۱ از ۸