شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باده در دور غمت بسکه نشاط افزا نیستپنبه را نیز سر همدمی مینا نیست
۲
می‌نمایند مه عید به انگشت، به همسوی ابروی تو میل مژه‌ها بیجا نیست
۳
هیچ ازین دیدهٔ خونابه گشادیم نشدچکنم گوهر مقصود درین دریا نیست
۴
لب ز هم وانشود تا ز می‌اش پر نکنمشیشه‌سان غلغل نطقم بجز از صهبا نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth