شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل رفیقانِ رهِ خوف و رجا را دیده استشوق پابرجا و صبر بی‌وفا را دیده است
۲
روز محشر بازگشت جان به تن از شوق تستورنه مسکین عمر ما این تنگنا را دیده است
۳
گر به ما داغ محبت گرم خون باشد رواستروز اول چشم چون واکرد ما را دیده است
۴
چشم مستت را غم برگشته مژگان تو نیستهمچو او صد عاشق رو بر قفا را دیده است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth