شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نوبهار آمد دگر دنیا خوش و دل‌ها خوش استخانه در رهن شراب اولی است تا صحرا خوش است
۲
در میان نیک و بد زین بیشتر هم فرق نیستگل به‌سر گر می‌پسندی خار هم در پا خوش است
۳
سربه‌سر عمرش به تلخی هیچکس چون من نرفتروز بر پروانه گر بد بگذرد شب‌ها خوش است
۴
حسن مستغنی است اما عشق می‌گوید بلندخاطر خورشید از سرگرمی حربا خوش است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth