خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا ز زلف تو غیر از شکست و محنت نیستبنای خانهٔ زنجیر بهر راحت نیست
۲
برهنه پای نخواهیم ماند، آبله هستدر آن دیار که کفشی به پای همت نیست
۳
چنین که قافلهٔ آه میرود به شتاببه کشور اثرش فرصت اقامت نیست
۴
صفا در آخر بزم شراب اگر نبودعجب مدار که ته شیشه بیکدورت نیست
صفحهٔ ۱ از ۳