شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه همین سودای ابرویت مرا دیوانه ساختبرهمن از شوق او محراب در بتخانه ساخت
۲
مستی چشم ترا نازم که در دوران اوسبحه را زاهد به می گل کرد و زان پیمانه ساخت
۳
رخنه در آهن فتد از سایهٔ مژگان تویک‌نفس آئینه را هم می تواند شانه ساخت
۴
دانهٔ بسیار در کار است بهر صید خلقحق به دست زاهد از آن سبحه را صد دانه ساخت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth