شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرگز دلت نشان گذار وفا نداشتسنگی که ره فتاد بر او نقش پا نداشت
۲
دل از هجوم درد تو شرمندگی کشیدویرانه حیف درخور سیلاب جا نداشت
۳
شمعم ز باد دامن فانوس می‌کشدآن محنتی که در ره باد صبا نداشت
۴
از هایهای گریهٔ من تا دلش گرفتدیگر چو آب تیغ، سرشکم صدا نداشت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth