شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رفتن ز درت کار من دل نگران نیستگر کشته شوم خونم از آن کوی روان نیست
۲
با تیر بلا چون هدفم، روی‌گشادهگر کوه شود درد غم عشق گران نیست
۳
حال من بی‌برگ نوا را چه شناسدآن سرو که آگاه ز تاراج خزان نیست
۴
رسوائی ما را ز کفن پرده مپوشیدگر شمع بفانوس رود، باز نهان نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth