شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل از سر کوی تو اگر پای کشیده استباز آمدنش زودتر از رنگ پریده است
۲
ناصح هذیان گوید و ما را تب عشق استما بسمل و او می‌طپد این را که شنیده است
۳
حال دل صدپاره که در نامه نوشتمدر یار اثر کرده که ناخوانده دریده است
۴
در جیب تفکر سر خود کرده فراموشکس به ز جرس سر به گریبان نکشیده است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth