شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبرم حریف دوری طاقت‌گداز نیستشام غم است این سر زلف دراز نیست
۲
گر کوته است دست امیدم عجب مداردر دعوی گزاف زبانم دراز نیست
۳
برخاستن ندارد، افتادنم چو شمعاز صد نشیب بخت مرا یک فراز نیست
۴
در دیده‌ای که آن بر و رو جلوه می‌کندیک قطره اشک نیست که آیینه‌ساز نیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth