شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن درد که استخوان‌شکن نیستمعمار کهن بنای تن نیست
۲
امروز چراغ اهل فقرمچون فانوسم دو پیرهن نیست
۳
نشنیده حدیث آشنائیهر کس که به خویش در سخن نیست
۴
لعل لب او نگین تنگی استافسوس که جای نام من نیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth