خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز اختر طالع که مهر او همه کین استخیر ندیدیم اگر چه خیر درین است
۲
دوست به هیچم فروخت با همه زارییار فروشی درین زمانه همین است
۳
آینهٔ حسن و عشق روی برویندشوری بختم از آن لب نمکین است
۴
دیده عزیز است از سرشک جگرگونقیمت خاتم به اعتبار نگین است
صفحهٔ ۱ از ۳