شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۱۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روزی طلب مکن تو چه دانی که آن کجاستتیر از چه افکنی چو ندانی نشان کجاست
۲
در کوی دوست باش و مفید بجا مشوپروانه را بباغ جهان آشیان کجاست
۳
مسند نشین بزم جهان بی تکلیفستکاگه نشد که صدر کدام آستان کجاست
۴
صد بار دل ز همرهی زلف تا کمررفت و نشان نیافت که موی میان کجاست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth