خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۱۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کوهکن تعلیم خارا سفتن از استاد داشتهر چه کردار از کاوش مژگان شیرین یاد داشت
۲
کوه طاقت بودم اما تا فراقت رو نمودهر سو مویم تو گوئی تیشه فرهاد داشت
۳
تخم اشکی از برای دیده ما واگذاراینچنین خواهی دیار درد را آباد داشت
۴
میل هر جانب که کردم سیل اشکم برده استکی سلیمان اینچنین حکم روان بر باد داشت
صفحهٔ ۱ از ۲