خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۱۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
امشب گل خورشید بدامان نگاهستآئینه دل روشن از آن چشم سیاهست
۲
زنهار مکرر نشوی در نظر خلقانگشت نما مانده همین اول ماهست
۳
پامال حوادث نتوانم که نباشمچون نقش قدم خانه من بر سر راهست
۴
یکچشم زدن زو نتوانست جدا شدگوئی نگهش عاشق آن چشم سیاهست
صفحهٔ ۱ از ۲