شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۱۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دگر بهار، چمن را چه دلگشا کرده‌ستشکوفه بر سر سبزه نثارها کرده‌ست
۲
چمن ز لاله و گل آن‌چنان که آب رواناگر گذشته از آن، روی بر قفا کرده‌ست
۳
چنین که چوب قفس پر گل است بلبل راغریب ساخته صیاد، اگر رها کرده‌ست
۴
نه از ترانه‌ی بلبل شکفته گل در باغکه بهر کسب هوا، غنچه سینه وا کرده‌ست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth