شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۱۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فراق همنفسان جان بیقرارم سوختگیاه خشکم و هجران نوبهارم سوخت
۲
چو من مباد کس آواره هزار وطنفلک ز داغ فراقت هزار بارم سوخت
۳
زمانه از شب تارم چراغ باز گرفتپس از وفات من آورده بر مزارم سوخت
۴
سرشک راه بدامن نبرد در شب هجرچو شمع لخت جگر گرچه بر کنارم سوخت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth