خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۱۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ناله می آید بکویت راه چندان دور نیستگر تو هم گاهی کنی یاد اسیران دور نیست
۲
گرچه ما را می دهی بر باد بفشان دامنتتا بدانی خاک مشتاقان زدامان دور نیست
۳
کیست در کویت که شبها ناله ام نشنیده استجمله می دانند کاین بلبل زبستان دور نیست
۴
می کند هجرت مدار از آنکه می داند که منگر کشد کارم بمردن آبحیوان دور نیست
صفحهٔ ۱ از ۲