خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۲۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه مرا خاطر غمگین نه دل شاد رسدبه من آخر چه ازین عالم ایجاد رسد
۲
ای جرس تا به کی از ناله گلو پاره کنیکس درین بادیه دیدی که به فریاد رسد
۳
ای خوش آن صید که کس گر نرسد بر سر اواز پر تیر تواند که به صیاد رسد
۴
تیشه با سختدلی مینهد انگشت به گوشنتواند که به درد دل فرهاد رسد
صفحهٔ ۱ از ۳