خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۲۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فلک اسباب دولت را ز بهر ناکسان داردهما گر سایهای دارد برای استخوان دارد
۲
ز محرومیست گر دل زاریای دارد درین وادیبه قدر دوری منزل جرس دایم فغان دارد
۳
ز رشک طالع تردامنان داغم درین گلشنکه شبنم خانه از گل بلبل از خس آشیان دارد
۴
خموشی پیشه کن کز نطق آفتهاست سالک راجرس دایم زبان با رهزنان کاروان دارد
صفحهٔ ۱ از ۳