خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۲۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خلق را دیدی دگر خواری چرا باید کشیدپای در دامان و دست از مدعا باید کشید
۲
بار درد بی دوا بردن بسی آسانترستکز طبیبان منت از بهر دوا باید کشید
۳
منت دریا کشند ار قطره ای احسان کنندکاش منت را بمقدار عطا باید کشید
۴
دولتی بهتر ز گمنامی نخواهی یافتنسر بجیب از سایه بال هما باید کشید
صفحهٔ ۱ از ۳