شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۲۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کند گر آرزوی دیدنت آیینه جا داردکه از خورشید رویت در برابر رونما دارد
۲
ندارد بزم میخواران به غیر از ما تنگ‌ظرفیصراحی بر رخ هرکس که می‌خندد به ما دارد
۳
نویسم نامه و از بس که خون می‌گریم از هجرتتو گویی کاغذ مکتوب من رنگ حنا دارد
۴
نشد بیروی او چشم سفید از توتیا روشننبیند بهره‌ای هرچند کاغذ توتیا دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth