شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۲۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقی از تاب می آن لحظه که در می گیردعرق از عارض او رنگ شرر می گیرد
۲
می پذیرند بدان را بطفیل نیکانرشته را پس ندهد آنکه گهر می گیرد
۳
صافدل ترک حق از بهره خوش آمد نکندزشت رو آینه بیهوده بزر می گیرد
۴
هر دمی را اثری هست که از صحبت خلقهر نفس آینه ام رنگ دگر می گیرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth