شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۲۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو تاب زلف دهی از بنفشه تاب رودزنی چو خنده گل از بس عرق در آب رود
۲
چنین که روی جهانی بسوی خود کردیعجب که سایه ز دنبال آفتاب رود
۳
چه جای شادی، غم عار دارد از دل منبناز جغد درین منزل خراب رود
۴
ز سوز آهم نم در نهاد دریا نیستمگر سحاب بسرچشمه سراب رود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth