خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۲۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شیخ از مسواک دندان طمع را تیز کردسبحه را هم بهر تخم شید دست آویز کرد
۲
اهل عالم طفل طبعانند و بیمار هوسکی تواند طفل چون بیمار شد پرهیز کرد
۳
خونم از ذوق شهادت جنگ دارد با بدنهر که تیری بر نشان زد شوق او را تیز کرد
۴
حیرتی دارم که گردون بدانایان بدستاو که نتواند میان نیک و بد تمییز کرد
صفحهٔ ۱ از ۳