شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۲۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دست از ساغر امید کشیدن داردلب پیمانه خالی چه مکیدن دارد
۲
تا کی از غیرت او بر سر آتش باشمای حریفان پر پروانه بریدن دارد
۳
سخنم می شنود با همه بی پروائیحرف بیربط ز دیوانه شنیدن دارد
۴
پستی بخت بلندم ز سپهر دونستزیر سقفی که نگونست خمیدن دارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth