خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۲۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برای داغ تو بر دل توان و تاب نوشتنددگر خراج برین منزل خراب نوشتند
۲
به پیش هر الف زخم، صفر داغ نهادندستمکشان چو جفای ترا حساب نوشتند
۳
همیشه دجله و جیحون چو دوستان قدیمیز موج نامه باین دیده پر آب نوشتند
۴
جفاکشان پی آرام دل بصفحه سینهز زخم تیغ تو تعویذ اضطراب نوشتند
صفحهٔ ۱ از ۲