شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۲۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر فلک هر چه بما کرده عطا می گیردگوشه فقر و فنا را که ز ما می گیرد
۲
زان سعادت که بود لازم ویرانه فقرخویش را جغد برابر بهما می گیرد
۳
جذبه حرص بطبعی که برد پنجه فرواز گدا کاسه و از کور عصا می گیرد
۴
طرفه رسمی است که باشد ز همه واپس ترهر که در کوی تو پیش از همه جا می گیرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth