شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۲۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از آن به چشم ترم بی‌حجاب می‌آیدکه کار آینه گاهی ز آب می‌آید
۲
اگرچه دیده به پایت نمی‌توانم سودخوشم که اشک منت تا رکاب می‌آید
۳
چو بینمت نتوانم که ضبط گریه کنمز دود زلف به چشم من آب می‌آید
۴
به ملک حسن کسی با تو روبه‌رو نشودسخن در آینه و آفتاب می‌آید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth