شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۲۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پایمزد عجز ما بیداد دست زور بودآنچه کرد اصلاح عیش تلخ بخت شور بود
۲
دوش از بزم نشاط ما نوائی برنخاستتار گفتی بی تو موی کاسه طنبور بود
۳
با گرانان درنمی آید سبکروحست عشقآشنائی آتش او پنبه منصور بود
۴
عمر کم بر جان گوارا کرد بار زندگیروز کوته مایه آسایش مزدور بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth