خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۲۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آنکه کنج غم خود بگلستان ندهدسرشک سرخ بصد باغ ارغوان ندهد
۲
کدام گنج که در کنج خاکساری نیسترو از زمین بطلب هر چه آسمان ندهد
۳
زفیض باطنی پیر جام محرومستکسیکه دست ارادت به میکشان ندهد
۴
من از جفای تو رسوا شدم که تیر ستمنمی شود هدف خویش را نشان ندهد
صفحهٔ ۱ از ۳