شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۲۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر سیل فتنه خیزد دل را چه مشکل افتدجز اشک نیست ما را باری که بر گل افتد
۲
عاقل بکار دنیا بسیار لاابالیستهمسایه جنونست عقلی که کامل افتد
۳
سیلاب اشک مجنون تا دشتبان وادیستکی گرد می تواند دنبال محمل افتد
۴
از لرز بیقراری عکس افتد از کنارشآینه گر برویت روزی مقابل افتد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth