شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۲۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیست یکشب که سر شکم گل بستر نشودتا در پیرهنم رشته گوهر نشود
۲
مدعی گر طرف ما نشود صرفه اوستزشت آن به که بآئینه برابر نشود
۳
خشکی بخت فرومایه طلسمی بسته استکابم از سر گذرد لیک لبم تر نشود
۴
بسکه از گردش این چرخ بتنگ آمده امدر خمارم هوس گردش ساغر نشود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth