شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۲۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرچه اول رنجش بیمار از آن سو می‌شوددارد این خوبی که صلح از جانب او می‌شود
۲
رونق خوبیت باید مگسل از روشندلانگل جدا از شمع چون افتاد بدبو می‌شود
۳
بر سر خاکش به جای شمع تیری می‌نهدهرکه قربان کمانداران ابرو می‌شود
۴
گفت احوال نهان را گریه‌ام با آب و تابروز اول طفل اشک ما سخنگو می‌شود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth