شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۲۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دانسته بخت زلف ترا انتخاب کردچندان که شب دراز شد او نیز خواب کرد
۲
ای دل به پشت گرمی اشک اینقدر مسوزخونابه کی تلافی سوز کباب کرد
۳
سیری نداشت نرگست از خون ما چه شدبیمار را طبیب مگر منع آب کرد
۴
معشوق اگرچه پرده نشین شد نهان شدغیرت به روی آب نقاب از حباب کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth