خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۲۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یاد تو از ضمیر به نسیان نمیرودنقش رخت ز دیده به طوفان نمیرود
۲
با بخت تیره چون به تماشای او رومدر شب کسی به سیر گلستان نمیرود
۳
عاشق به سان شمع بود از غرور عشقدر زندگی سرش به گریبان نمیرود
۴
شمع قلم ز نامهٔ گرمم به ته رسیدشوقم هنوز بر سر عنوان نمیرود
صفحهٔ ۱ از ۳