شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۲۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه رحم کرد که خون دل خراب نخوردغرور او ز سفال شکسته آب نخورد
۲
بقتل گاه وفا تا شهید او نشدمدهان تیغ بخندید و تیر آب نخورد
۳
تن ضعیف مرا کم مبین که این رشتهبدست حادثه صد ره فتاد و تاب نخورد
۴
بروز باده مخور می کشی زچرخ آموزکه روز تا نگذشت از شفق شراب نخورد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth