شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۲۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گل اگر با لب لعل تو برابر می‌شدشبنم از نسبت دندان تو گوهر می‌شد
۲
آب فولاد به خونابه بدل می‌گردیدگر غم عشق در آیینه مصور می‌شد
۳
دیده‌ام خشک‌تر از ساغر مخمورانستیاد آن روز که از گریه بسی تر می‌شد
۴
سرد مهری گل این چمن افسرد مراقفس آهنم ای کاش که مجمر می‌شد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth