خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۲۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بدلم اینهمه پیکان ستم بار نبودگره غنچه گران بر دل گلزار نبود
۲
دل و جان صبر و شکیب از شب هجرت چه کشدداغ آسایش بختیم که بیدار نبود
۳
شرح هجران تو میکرد بنامت چو رسیدخامه را با دو زبان قوت گفتار نبود
۴
در ازل دشمن سامان شده ویرانه مادر اگر بود درین غمکده دیوار نبود
صفحهٔ ۱ از ۲