خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۲۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میخانه چو من رند نکو نام ندارداز می کشیم شکوه لب جام ندارد
۲
از ثابت و سیاره گردون بحذر باشکاین مزرعه یکدانه بیدام ندارد
۳
هر سنگ که خورد از کف اطفال نگهداشتدیوانه مگو فکر سرانجام ندارد
۴
پیوستگی مقصدم از پا ننشاندگر موج بساحل رسد آرام ندارد
صفحهٔ ۱ از ۲