خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۲۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میآشام غمت پیمانه و ساغر نمیداردبه جز تبخاله بر لب ساغر دیگر نمیدارد
۲
ندانم از خدا برگشته مژگانت چه میخواهدکه سر از سجده محراب ابرو برنمیدارد
۳
تو بیپروا درون دل، ولی از حال او غافلکه آتش آگهی از سوزش مجمر نمیدارد
۴
کنم از هر نگاهت مستی دیگر چه بزمست اینکسی صد رنگ می ای شوخ در ساغر نمیدارد
صفحهٔ ۱ از ۳